دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان
دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

لحظات طلایی را در دوستفا داشته باشید

شبکه اجتماعی


این گروه پاتوق دلتنگی ها من برای زیباترین بانوی زندگیم "مادر "عزیزم هست.
مادران فرشتگان بدون بال هستند خوش آمدید.

رتبه گروه

رتبه بر اساس تعداد ارسال : 76

رتبه بر اساس تعداد کاربر : 260

رتبه بر اساس تعداد هوادار : 47

کاربران گروه

نمایش همه
_kimia_ afsoon73 -Hiss- sokoot YASAMAN72 Khanuom_Gol _poriya nafas7628 nika

مدیران گروه

YASAMAN72 sokoot

آخرین بازدیدکنندگان گروه

sokoot YASAMAN72 n-m-b NIKOTIN8 SAYEROSHAN shadfa2 Giva _FeReShTe_ kiarash_oo7 _kimia_

کاربران فعال امروز

مادر

گروه عمومی · 34 کاربر · 1047 پست

ارسال به مادر

sokoot
سکـوتـــــ
نبودنتـــ
دیشبـــ
از کنــارِ چشمــانمـ
آرامـ
سقــوط کــرد ...




دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 9 ساعت قبل در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    2 نفر اين را مي پسندند
رضا
ṠἀЯἰṄἀ
sokoot
سکـوتـــــ


تو_نیستی_که_ببینی ،
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در زندگی سبز است
هنوز پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن تبسم_شیرین
به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
تمام گنجشکان
که در نبودن تو
مرا به باد ملامت گرفته اند
ترا_به نام_صدا_می کنند
و همچنان سالها میگذرد و تو نیستی


دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1397/02/5 - 14:14 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    5 نفر اين را مي پسندند
آشنا
meysam
▂▃▄█▓▒AMIR 7▒▓█▅▃▂
TAKII(✿◠‿◠)
ṠἀЯἰṄἀ
sokoot
سکـوتـــــ
دلتنگ نگاهت آنچنانم که مپرس . . . 



دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1397/02/3 - 23:23 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    2 نفر اين را مي پسندند
مـــــــــ❤️ـــــارال
ṠἀЯἰṄἀ
sokoot
سکـوتـــــ
وقـــتـــی کــــه تـــــــــــو نـيـسـتـــی
مـــهـــربـــانـــی دیــگـــــران 
غــمــگـیــنــم مـــی کـنـد . . .


دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1397/02/3 - 23:03 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    2 نفر اين را مي پسندند
ṠἀЯἰṄἀ
مـــــــــ❤️ـــــارال
sokoot
سکـوتـــــ

بوسه‌هایی که

باید بر پیشانیِ تـــو می‌نشستند

نیستی و این بوسه‌ها

تبدیل می‌شوند به کلمه و شعر

مقصدشان کفن ِ سفید کاغذ

و گور دسته‌جمعی دفتر می‌شود!...

دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1397/02/2 - 23:29 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    3 نفر اين را مي پسندند
رضا
ṠἀЯἰṄἀ
مـــــــــ❤️ـــــارال
sokoot
سکـوتـــــ

نبودن تو ...
فقط نبودن تو نیست 
نبودن خیلی چیزهاست ...

کلاه روی سرمان نمی ایستد 
شعر نمی چسبد ...

پول در جیبمان دوام نمی آورد ...
نمک از نان رفته ... خنکی از آب ...

ما بی تو فقیر شده ایم ...

دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1397/01/30 - 00:02 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    8 نفر اين را مي پسندند
آشنا
TAKII(✿◠‿◠)
▂▃▄█▓▒AMIR 7▒▓█▅▃▂
یاشار
PANAH
รคђєl
رضا
ṠἀЯἰṄἀ
sokoot
سکـوتـــــ
جز کوی " تــو " ... 
دل را نبُود منزل دیگر...!! 


دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1397/01/29 - 23:56 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    7 نفر اين را مي پسندند
آشنا
یاشار
PANAH
รคђєl
رضا
ṠἀЯἰṄἀ
مـــــــــ❤️ـــــارال
sokoot
سکـوتـــــ

مادرم به من گفت

غصه نخور دخترم

من با همین پیراهن سپیدم

یک صبح دلتنگی دوباره باز خواهم گشت

و با خودم بوی نان خواهم آورد

مادرم گفت سماور نفتی مرا روشن کن

فتیله اش را آرام پایین بکش و آبی بالا ببرش

تا من برایت تعریف کنم

برای دوباره دیدن تو و خانه ای که دوست داشتم

چگونه عزرائیل را ساعتی دست به سر کردم !


((نسرین بهجتی))

دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1396/12/25 - 23:39 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    8 نفر اين را مي پسندند
رضا
امیر
shahzadeh
M̅̅ ̅̅A̅̅ ̅̅H̅̅ ̅̅D̅̅ ̅̅I̅̅ ̅̅Y̅̅ ̅̅A̅̅ ̅̅R̅̅
ṠἀЯἰṄἀ
·٠•●♥بانــــــayeــــــو♥●•٠·
Crazybothar  دیوانه مزاحم
مـــــــــ❤️ـــــارال
sokoot
سکـوتـــــ

مادرم آن روز ها همه چیز برایش حیف بود جز خودش!
یک صندوق چوبی بزرگ داشت پر از چیزهای حیف
در خانه ما به چیزهایی حیف گفته می شد که نباید آنها را مصرف می کردیم ...نباید به آنها دست می زدیم فقط هر چند وقت یک بار می توانستیم آنها را خیلی تند ببینیم و از شوق داشتن آنها حظ کنیمو از حسرت نداشتن آنها غصه بخوریم...
حیف مادرم که دیگر نمی تواند در صندوق حیف را باز کند و چیزهای حیف را دربیاورد و با دست های ظریف و سفیدش آنها را جلوی چشمان میشی و پر احساسش بگیرد و از تماشای آنها لذت ببرد.
مادرم هیچ وقت خود را جزو چیزهای حیف به حساب نیاورد.
دستهایش،چشم هایش، موهایش، قلبش، حافظه اش، همه چیزش را به کار انداخت و حسابی آنها را کهنه کرد.
حالا داشته هایش آنقدر کهنه شده که وصله بردار هم نیست...
حیف مادرم که قدر حیف ترین چیزها را ندانست. قدر خودش را ندانست و جانش را برای چیزهایی که اصلا حیف نبودند تلف کرد.

محمود_کیانوش

دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1396/12/20 - 23:10 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    5 نفر اين را مي پسندند
امیر
آشنا
ṠἀЯἰṄἀ
رضا
Crazybothar  دیوانه مزاحم
sokoot
سکـوتـــــ
روز مادر
 
دردآوره 

وقتی تو نیستی...



دیدگاه · · بروزرسانی ارسال گزارش · 1396/12/18 - 00:40 در مادر
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    8 نفر اين را مي پسندند
رضا
امیر
آشنا
TOOfan
یاشار
محبوب
ṠἀЯἰṄἀ
مـــــــــ❤️ـــــارال
صفحات: 1 2 3 4 5